تبليغاتX
 ***چشای قشنگش***

http://360.yahoo.com/my_profile-FjQgxncraKn2WQNJwND.v2w-?cq=1&gbd=tyIsFcBgKvK7400dg0fhAYDYb10i

سلام

این ۳۶۰ منه!!!!!!!!
اگه دوست داشتین یه سزی بزنید.

خیلی وقته که آپ نکردم می دونم آخه دیگه بیشتر تو کار ۳۶۰ هستم.

 


 

نوشته شده توسط زهرا در سه شنبه یکم بهمن 1387 ساعت 19:45 موضوع | لینک ثابت


ای خدا دیوونه شدم

هر موقع خواستی از کسی جدا بشی یادت نره بهترین راه این هستش که بهش بگی واسه

همیشه خدانگهدار  شاید طرف مقابلت ناراحت بشه و قلبش بشکنه ولی بهتر از این هستش

که منتظر بمونه...

 

 

رفتی و خاطره های تو نشسته تو خیالم

                                       بی تو من اسیر دست آرزوهای محالم

                                       یاد من نبودی اما من به یاد تو شکستم

غیر تو که دور از من دل به هیچ کسی نبستم

هم ترانه یاد من باش

     بی بهانه یاد من باش

             وقت بیدازی مهتاب

                  عاشقانه یاد من باش

 


 

نوشته شده توسط زهرا در چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387 ساعت 18:49 موضوع | لینک ثابت


دیگه نباش خوب...

 

قانون عشق: يك پسر با يك نگاه از يك دختر خوشش مياد ... و عشق از طرف اون شروع ميشه ... تا جايي كه زندگيش رو پاي عشقش ميذاره ... اما دختر باور نميكنه ... چون يك چيزهايي ديده و شنديده ... تا دختر مياد پسر رو باور كنه ، پسر دلسرد و خسته ميشه ... ميره با يكي ديگه ... بعد كه دختر تازه تونسته پسر رو باور كنه ميره طرفش ... اما پسر رو با يكي ديگه ميبينه ... اينجاست كه ميگه: حدسم درست بود

 

اگر پسر نبود دعوا نبود ... خشونت نبود عشق نبود اگر دختر نبود هوس نبود ... لطافت نبود ... دعواي پسرا نبود.. عشق نبود. به نظر شما بهتر نبود هيچ كدوم نبوديم؟؟؟



 

نوشته شده توسط زهرا در جمعه شانزدهم فروردین 1387 ساعت 20:5 موضوع | لینک ثابت


کاش می دونستی...

سلام

 

 

دوباره دلم گرفت

 

 

 

 

رنج تلخ است ولي وقتي آن را به تنهايي مي کشيم تا دوست را به ياري نخوانيم،
براي او کاري مي کنيم و اين خود دل را شکيبا مي کند.
طعم توفيق را مي چشاند. و چه تلخ است لذت را "تنها" بردن و چه زشت است زيبايي ها را تنها ديدن
و چه بدبختي آزاردهنده اي ست "تنها" خوشبخت بودن!.

 در بهشت تنها بودن سخت تر از کوير است!!.
در بهار هر نسيمي که خود را بر چهره ات مي زند ياد "تنهايي" را در سرت زنده ميكند .
"
تنها" خوشبخت بودن خوشبختي اي رنج آور و نيمه تمام است!
 . " تنها" بودن ، بودني به نيمه است!
و من براي نخستين بار در هستي ام رنج "تنهايي" را احساس کردم.
 
  شريعتي
 

  

 

 

 باورم نمیشه دستات توی دسته منه

چشمات توی چشم منه

 قلبم داره تند تند میزنه

حس می کنم که خواب می بینم باورم نمیشه می گی تا ابد مال منی

حرفایی که می خوام میزنی

 قلبمو داری از جا میکنی حس می کنم عاشق ترینم

باور کردنی نیست

این عشقو غمی نیست از دردا کمی نیست

وقتی تو هستی

میدونم الان تو رویا بودم!!!!!!!!!!!

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط زهرا در چهارشنبه هفتم فروردین 1387 ساعت 16:37 موضوع | لینک ثابت


باز تو.......

 

 

 

ا گه يه روز ديدي که وقتي داري رد مي شي بر مي گرده و نگات مي کنه

بدون براش مهمي

اگه يه روز ديدي که وقتي داري ميوفتي بر مي گرده و با عجله مي ياد سمتت

بدون براش عزيزي

اگه يه روز ديدي وقتي داري مي خندي بر مي گرده و نگات مي کنه

 بدون واسش قشنگي

اگه يه روز ديدي وقتي داري گريه مي کني بر مي گرده و مياد باهات اشک مي ريزه

بدون دوستت داره

اگه يه روز ديدي وقتي داري با يکي ديگه حرف مي زني ترکت مي کنه

بدون عاشقته

اگه يه روز ديدي وقتي داري ترکش مي کني برات فقط سکوت مي کنه

 بدون ديوونت

اگه يه روز ديدي که ازنبودنت داغون شده

 بدون براش همه چي بودي

اگه يه روز ديدي که يه روز از بي تو بودن مي ناله

بدون بدونه تو مي ميره

اگه يه روز ديدي که بعد رفتنت لباس سفيد پوشيده

بدون بدون تو مرده

اگه يه روز ديديش که يه گوشه افتاده و يه پارچه سفيد روش کشيدن

بدون واسه خاطر تو مرده

 

 


 

نوشته شده توسط زهرا در شنبه سوم فروردین 1387 ساعت 15:30 موضوع | لینک ثابت


دوست دارم فقط همین

 13

عاشقانه یعنی همین

گاهی وقتها آنقدر غرق در آرزوهای خودت هستی

 که یادت میره خودتم آرزوی کسی هستی



 

نوشته شده توسط زهرا در جمعه دوم فروردین 1387 ساعت 20:0 موضوع | لینک ثابت


فقط اونه که...

 

 

 

 

 

 

قهوه ي چشمات

 

تو نگات لطيف و گيراس مثه پونه هاي وحشي

 

ميشه از قهوه ي چشمات جرعه اي به من ببخشي

 

پيش وسعت دل تو آسمون خيلي حقيره

 

بين اين سايه پرستا مثه خورشيد مي درخشي

 

از كدوم فصل قشنگي كه صدات پر از جوانه س

 

توي نرماي نگاهت پيچ و تاب صد ترانه س

 

باز لبخندت بازم منو از خودم بگيره

 

كه دلم ديوونه ي اون خنده هاي عاشقونه س

 

هم سكوت بي نقابم تو با بغض من عجيني

 

توي اين نياي پر شك خود خود يقيني

 

اكه تو بري يه روزي اگه عشقمو بسوزوني

 

اگه دنيا زير و رو شه تو بازم واسم هميني

 

منو وقف لحظه هات كن با تو لبريز خيالم

 

با تو داغ داغ داغم يه طلوع بي زوالم

 

منو دعايي كن از اين تب بگزرونم از دل شب

 

با تو مي رسم به فرا بي تو تا هميشه كالم

 

هر نگاه بي كلامت مث انعكاس نوره

 

پيش برق چشمك تو چشماي خورشيد كوره 

 

 

 

تو نباشي چه كسي منو نوازش ميكنه

با صبوري با من دل خسته سازش ميكنه

تو نباشي نمي خوام لحظه اي رو سر بكنم

نمي دونم بعد تو من چي رو باور بكنم

نميتونم نميتونم كه تو رو رها كنم

بعد تو من كيرو عشق قشنگم صدا كنم

 

 

اي صاحب ترانه هام

 

ترانه هامو رنگ كن بزار همه يه رنگ شن رنگ تو رو بگيرن مثل خودت قشنگ شن

تو رنگ آسموني طلايي مثل خورشيد رنگ گل بنفشه رنگ صداي اميد

ترانه هامو بو كن بوي تو رو بگيرن مي خوام كه شعرام بي تو جون نگيرن بميرن

هواي دل انگيز تو محبوب شعر نداره هواي دم مسيجا پيش تو كم مي ياره

ترانه هامو تازه كن معجزه پيدا بشه قفل وزن و قافيه با دست تو وا بشه

انگشتاي جادوييت سنگو طلا ميكنه نوازشاي گرمت شعله به پا ميكنه

 

 

 

 

آخر تو هم صداي من منو گذاشتي رفتي و بي صدا شدي

مثل تموم آما راهي قصه ها شدي

رفتي و بي تو همدمم اشكاي پشت شيشه هاست

روزاي خوب ديدنت يادم نميره آشناست

اي عشق من سفر به خير دوريت نميشه عادتم

حرفات هنوز تو گوشمه دستاي ما تو دست هم

گفتي سفر يه حادثه اس مي سپارمت به سرنوشت

دلتنگ من نشو عزيز شايد ببينمت بهشت

شايد كه همسفر شديم تو راه شهر تازه اي

دوباره ساختيم قصه ها از عشق بي آوازه اي

رفتي نمونده خاطرات اون عشق ما اي هم نفس

دلتنگ تو شدم زياد قلبم گرفت از اين قفس

 

 

 

دوست دارم

pcahf

نظر  

 

 


 

نوشته شده توسط زهرا در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 ساعت 19:27 موضوع | لینک ثابت


برای تو

 

 

مرگ از زندگی پرسید : چیست که باعث می شود تو شیرین و من تلخ جلوه کنم ؟؟؟؟؟ زندگی لبخندی زد و گفتدروغی که در من نهفته است و حقیقتی که در تو

 
 

 

 

 

می شود روی ساحل تنهاییا

غرل پر زدن قاصدک را نوشت

می شود میان موجای سنگین دریا

فاصله من تا اعماق وجودت را خواند

می شود باز از فاصله ها رویایی ساخت

تا انتهای غروب دلتنگی ها

می شود چه ساده از شب گذر کرد

حتی اگر سپیده دم هم تورا نخواند

می شود با خاطرات ستاره ها

دفترکهنه قلبت را دوباره زنده کرد

می شود اگر ستاره بخواهدزندگی کرد

حتی اگرشب نخواهد

 

 

آخر تو هم صداي من منو گذاشتي رفتي و بي صدا شدي

مثل تموم آما راهي قصه ها شدي

رفتي و بي تو همدمم اشكاي پشت شيشه هاست

روزاي خوب ديدنت يادم نميره آشناست

دوست دارم نازنينم

 

اي عشق من سفر به خير دوريت نميشه عادتم

حرفات هنوز تو گوشمه دستاي ما تو دست هم

گفتي سفر يه حادثه اس مي سپارمت به سرنوشت

دلتنگ من نشو عزيز شايد ببينمت بهشت

شايد كه همسفر شديم تو راه شهر تازه اي

دوباره ساختيم قصه ها از عشق بي آوازه اي

رفتي نمونده خاطرات اون عشق ما اي هم نفس

دلتنگ تو شدم زياد قلبم گرفت از اين قفس

 

 


 

نوشته شده توسط زهرا در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 ساعت 18:36 موضوع | لینک ثابت


تو رو دوست دارم

 

تقديم به تنها خاتون قلبم

 

تو را دوست دارم

تویی آن ماه شب تاریک دل تنگم

تویی آن تنها عشق من

تو را دوست دارم

در هر جا که باشی

تویی تنها امید من برای بودن

وقتی که دیگر رمقی در پاهایم برای رفتن ندارم

ونور چشمی برای دیدن ندارم

تو همچون خورشیدی از دور می آیی

دست من را می گیری

ولی با خود نمی بری

ای تنها امید من دستم را بگیر

باخود ببر از این دیار

دلم بی تو نیست میشود

بی تو من غمگینم

ای زیبای من باز هم بیا

تو را در رویا نمی خواهم

تو را با تو میخواهم

ای عشق من،عاشقت هستم

تو را دوست دارم

تا عبد دوستت دارم فاطمه

 

مي توني دست منو با دستت آشنا کني

 
مي توني تو چشمة اشکاي من شنا کني

مي توني خاطره ها بسازي از لمساي داغ


مي توني با چشمات از رو ببري نور چراغ

مي توني بگي فقط تو اين شب ها مال مني


مي توني رنگ هوس به بوسه هامون بزني


ولي شکل قلب من نيستن اينا

شکل همصدا شدن نيستن اينا

 
مي توني تو شب برفي با من همقدم بشي


مي توني تو دلبري با زهره هم قسم بشي


مي توني ساعت پنج سر قرار دير بکني

 
مي توني حتي نگاه منو زنجير بکني


مي توني سادگيامو بپسندي با کلک


مي توني يادم بدي بازي و درد اشکنک


ولي شکل قلب من نيستن اينا

 
شکل همصدا شدن نيستن اينا


مي توني تو لحظه هايي که دلم غصه داره


بشي تسکين واسه درداي من بي ستاره


مي توني با اون زبون چرب و شيرين و بلا


گل خنده بنشوني رو اين لباي مبتلا


مي توني لحظه هامو خاطره بارون بکني


تن زيباتو واسه نگام فراوون بکني


ولي شکل قلب من نيستن اينا


شکل همصدا شدن نيستن اينا

 

 

 

وقتی سفره ی احساسم را پهن می کنم ........                

حریص میشوم بر دیدار تو.............                                    

و تو را از میان هزاران دقیقه فریاد میزنم........   

 

       

           

ز عاشق بودنش مستم!

نمي دانم که دانست او دليل گريه هايم را؟ نمي دانم که حس کرد او حضورش در سکوتم را؟ و مي دانم

که مي دانست ز عاشق بودنش مستم وجود ساده اش بوده که من اينگونه

دل بستم............

ز عاشق بودنش مستم!

نمي دانم که دانست او دليل گريه هايم را؟ نمي دانم که حس کرد او حضورش در سکوتم را؟ و مي دانم

که مي دانست ز عاشق بودنش مستم وجود ساده اش بوده که من اينگونه

دل بستم............

زعاشق بودنش مستم!

نمي دانم که دانست او دليل گريه هايم را؟ نمي دانم که حس کرد او حضورش در سکوتم را؟ و مي دانم

که مي دانست ز عاشق بودنش مستم وجود ساده اش بوده که من اينگونه

دل بستم............

                    

 

 

 

چه زيباست گريستن در شبهای تاريک بی مهتاب با ياد تو

و مرور تمام خاطرات بودن با تو

ياد کردن آن روزی که زير باران ملتمسانه چشم در چشم هم دوخته بوديم ، حتی باران نيز نتوانست قطرات اشک ما را مخفی کند

افسوس که لحظات راز و نياز ما به اندازه ی غلطيدن اشک از چشم کوتاه بود اما شيرينی و حلاوت آن با تو بودنها تا ابد در يادم جاريست

در خاطرت هست با هم عهد کرديم تا در لحظات دلتنگی بغضمان را با آسمان تقسيم کنيم و با ديدن ستاره ها روزهای خوش آينده را تجسم کنيم ؟

همیشه به یادتم..........

      

 

زندگيم رنگ غروب داشت واسه من طلوع كشيدي

من به انتها رسيدم تو واسم شروع كشيدي

 

دستامو گرفتي و من دوباره اميد و ديدم

روي گل برگاي مريم نقش خوشبختي كشيدم

 

مي دونستم كه دوباره شبي تو مياي سراغم

گر چه بعد تو خاموش شد شعله گرم چراغم

 

فاصله بين من و تو هفتا آسمون نگاه بود

قلب من مثل هميشه بعد تو چه بي پناه بود

 

چمدون تنهايي مو پيش چشماي تو بستم

شيشه عمر غرورو واسه گريه ها ت شكستم

 

حالا تو هستي كنارم با يه آسمون ستاره

قصه عشق من و تو ديگه انتها نداره

 

 


 


 

نوشته شده توسط زهرا در شنبه چهارم اسفند 1386 ساعت 12:47 موضوع | لینک ثابت


نمی دونم چی بنویسم

 

راز عشق خويش را آهسته خوان در گوش من

جستجو كن عشق را گرمي آغوش من

من تو را تا بي كرانها من تو را تا كهكشانها

از زمين تا آسمانها دوست دارم مي پرستم

 

 

نمي دانم

 

نمي دونم چي بنويسم 

نميدونم كدوم واژست كه مي تونه بگه همين الان الان چقدر دلم برات تنگ شده 

نمی دونم بنويسم الان توي قلبم يه دنيا غصه مهمونه ؟

مي دونم الان هر چي غم هم كه تو دنياست دلش به حال من و تنهاييهام مي سوزه  

مي دونم اگه آسمونم مي دونست  چقدر تنهام ،چشماش باروني تر از هميشه مي شد 

اگه در يا مي دونست چه سكوتي حاكم شده به زندگي من ،هيچ وقت صداي غرش موج هاشو سر نميداد 

خود تنهايي هم نمي دونه كه چقدر تنهام

 

 

 

دلتنگ

 

رنگ  نگاه معصومت در خاطر پنجره ها مانده است 

خاطره ي با تو بودن 

روي زيبا ترين صفحه ی دفتر خاطراتم ورق خورد 

و افسوس كه چه زود گذشت 

و چه بي تاب بودند لحظه هاي دلتنگي براي هجوم به قلب خسته ي من 

و من پشت همان پنجره ي خاطره ها منتظرت مي مانم

و صدايت آرامش بخش آغاز تمام روز ها ي تنهاييم خواهد بود

 

 

 

 

دلم می خواست تک تک ثانيه ها رو با هم باشيم

دونه دونه برگهای سبز درختا رو با هم بشمريم و

ديوونه وار کنار هم بدوييم و عشقمون رو به رخ همه بکشيم

بهت گفتم : دلم می خواد سهم من از بودنت فقط نگاهی باشه نگاهتو دزديدی .

بهت گفتم : دلم می خواد سهم من از بودنت فقط صدايی باشه سکوت کردی.

بهت گفتم : دلم می خواد سهم من از بودنت فقط حضوری باشه رفتی

و الان می خوام بگم سهم من از تو تمام حسيه که تو وجودمه

تمام خاطراتيه که هرگز نخواهم گذاشت زير خاک فراموشی بره ميراثيه که رو دلم تا ابد ميمونه.

از ته دلم , از همون جايی که عاشقانه دوست دارم واست دعا ميکنم

که خوشبخت بشی و به همه آرزو های قشنگت برسی.

دلم می خواد قهقه هاتو بلند و واضح بشنوم

و گرمی نگاهت رو به عشقت از دور دست ها حس کنم

دلم می خواد شهره شهر بشين به عشق ورزيدن

می خوام شور عاشقی رو فرياد بزنين , رساتر از گنجشک ها 

دلم می خواد اون مژگان قشنگت هرگز تر نشه ... مگه از شادی هميشه يادت باشه :

می خواستم خوشبخت ترينت کنم پس خوشبخت ترين باش

 

 

 

 

من و تو

 

 

من تو را به کسي هديه مي دهم که از من عاشق تر باشد و از من براي تو مهربان تر.
من تو را به کسي هديه مي دهم که صداي تو را از دور، در خشم، در مهرباني،
در دلتنگي، در خستگي، در هزار همهمه ي دنيا، يکه و تنها بشناسد.
من تو را به کسي هديه مي دهم که راز معصوميت گل مريم و تمام سخاوت هاي
عاشقانه اين دل معصوم دريايي را بداند؛ و ترنم دلپذير هر آهنگ، هر نجواي
کوچک، برايش يک خاطره باشد.
او بايد از نگاه سبز تو تشخيص بدهد که امروز هواي دلت آفتابي است؛ يا آن
دلي که من برايش مي ميرم، سرد و باراني است.
اي.... ،اي بهانه ي زنده بودنم؛ من تو را به کسي هديه مي دهم که قلبش بعد
از هزار بار ديدن تو، باز هم به ديوانگي و بي پروايي اولين نگاه من بتپد.
همان طور عاشق، همان طور مبهوت و مبهم...
تو را با دنيايي حسرت به او خواهم بخشيد؛
ولي آيا او از من عاشق تر و از من براي تو مهربان تر است؟آيا او بيشتر از
من براي تو گريسته است؟؟ نه... هرگز...هرگز
ولي، تو در عين ناباوري، او را برگزيدي...
مي دانم... من دير رسيدم...خيلي دير...خيلي...
يك بار ديگر بگذار بي ادعا اقرار كنم كه هر روز دلم برايت تنگ مي شود.
روزهايي که تو را نمي بينم، به آرزوهاي خفته ام مي انديشم، به فاصله بين
من و تو،...
هر روز به خود مي گويم کاش شيشه عمر غرورم را شکسته بودم
کاش به تو مي گفتم که عاشقانه دوستت
دارم تا ابد...

 

 

 

 

عذاب نبودنت

 

نبودنت خيلي چيز ها را به من آموخت 

دلتنگي غروب را 

تنهايي تنها را 

غربت باران را

سردي فاصله ها را 

انتظار بي قفه ي بهار را 

و ترانه ي مرگ را كه همه ي ابياتش گوشه نشين حافظه ي قلب فرطوطم شده

 ***

تا به حال صداي سكوت سكوت را نشنيده بودم 

و طنين مرموز  طپش قلبم را

و شنيدن خبر ناگوار عذاب هنوز زنده بودن را

 

 

 

عشق...

عشق ناگهان آمدو در قلب من رخنه کرد ... وقت پنهان کردن نیست و جایی برای گریختن نیست تو عشق را در چشمانم دیدی نمی توان چیزی را پنهان کرد .

این عشق مرا از خود بیخود کرده است در درونم همچون آوازی شده است همچون تاری شده است کا نوازیدن دارد

این عشق نور چشمان زیبای توست که تمام شبم را روشنایی بخشیده است .

این عشق ناگهانی باعث شده است که خود را پیدا کنم . آیا تو هم همچون من خود را پیدا کرده ای ...

آسمان تمام شب را گریه کرد آن شب دانستم که قلب تو نیز مانند آسمان پاک است

دانستم مانند باران بی آلایش است

همان زمان دانستم که می توان تکیه کرد می توان با تو ماند با عشق با تو تا ابد با تو خواند دانستم هیچ چیز را نمی توان با تو عوض کرد ....

تمام شب را بر بالینت می گذرانم می خواهم به چشمانت خیره شوم چشمان زیبایی

که اشک ها بیانگر پاکیشان هستند و از زمان می خواهم تا در آن هنگام کمی کند تر

بگذرند یا اصلا نگذرند تا آن چشمان پاک را در سکوت ستایش کنم .

ای این ناگهانی چیزی یادم داد که هیچ جای این جهان ندیده بودم و این رازی است

رازی است بین من و تو بنابراین نمی خواهم هیچ وقت از دستش بدهم

 با این که می دانم تو بیشتر از من دوستم داری و می د انی که من بیشتر از تو دوستت دارم ولی بگذار کلمه ی دوستت دارم تکراری باشد شیرین

و به من همیشه بگو و می گویم دوستت دارم

 

 

عشق

 

 

عشق يعني يك سلام و يك درود

 
عشق يعني درد و محنت در درون

 عشق يعني يك تبلور يك سرود

 
عشق يعني قطره و دريا شدن

 
عشق يعني يك شقايق غرق خون

 
عشق يعني زاهد اما بت پرست

 
عشق يعني همچو من شيدا شدن

 
عشق يعني همچو يوسف قعر چاه

 
عشق يعني بيستون كندن بدست

 
عشق يعني آب بر آذر زدن

 
عشق يعني چون محمد پا به راه

 
عشق يعني عالمي راز و نياز

 
عشق يعني با پرستو پرزدن

 
عشق يعني رسم دل بر هم زدن 

عشق يعني يك تيمم يك نماز

 
عشق يعني سر به دار آويختن

 
عشق يعني اشك حسرت ريختن

 
عشق يعني شب نخفتن تا سحر

 
عشق يعني سجده ها با چشم تر

 
عشق يعني مستي و ديوانگى

 
عشق يعني خون لاله بر چمن

 
عشق يعني شعله بر خرمن زدن

عشق يعني آتشي افروخته

 
عشق يعني با گلي گفتن سخن

 
عشق يعني معني رنگين كمان

 
عشق يعني شاعري دلسوخته


بوسه مرگ
 
عشق يعني قطره و دريا شدن

 
عشق يعني سوز ني آه شبان

 
عشق يعني لحظه هاي التهاب

 
عشق يعني لحطه هاي ناب ناب

 
عشق يعني ديده بر در دوختن

 
عشق يعني در فراقش سوختن

 
عشق يعني انتظار و انتظار

 
عشق يعني هر چه بيني عكس يار

 
عشق يعني سوختن يا ساختن

 
عشق يعني زندگي را باختن

 
عشق يعني در جهان رسوا شدن

 
عشق يعني مست و بي پروا شدن

 عشق يعني با جهان بيگانگى

 

دلم برات تنگ شده.....اما من...من ميتونم اين دوري رو تحمل كنم... به فاصله ها فكر نميكنم ...... ميدوني چرا؟؟ آخه... جاي نگاهت رو نگاهم مونده.....هنوز عطر دستات رو از دستام ميتونم استشمام كنم....رد احساست روي دلم جا مونده ... ميتونم تپشهاي قلبت رو بشمارم...........چشماي بيقرارت هنوزم دارن باهام حرف ميزنن.......حالا چطور بگم تنهام؟؟چطور بگم تو نيستي؟؟چطور بگم با من نيستي؟؟آره!خودت ميدوني....ميدوني كه هميشه با مني....ميدوني كه تو،توي لحظه لحظه هاي من جاري هستي....آخه...تو،توي قلب مني...آره!تو قلب من....براي همينه كه هميشه با مني...براي همينه كه حتي يه لحظه هم ازم دور نيستي...براي همينه كه ميتونم دوريت رو تحمل كنم...آخه هر وقت دلم برات تنگ ميشه...هر وقت حس ميكنم ديگه طاقت ندارم....ديگه نميتونم تحمل كنم...دستامو ميذارم رو صورتم و يه نفس عميق ميكشم....دستامو كه بو ميكنم مست ميشم...مست از عطر ت. صداي مهربونت رو ميشنوم ...و آخر همهء اينها...به يه چيز ميرسم.....به عشق و به تو.....آره...به تو....اونوقت دلتنگيم بر طرف ميشه...اونوقت تو رو نزديكتر از هميشه حس ميكنم....اونوقت ديگه تنها نيستم

 

 

کاش نمی فهمیدی هیچوقت که چه قد عاشقتم

کاشکی چشمات واسه یک روزم شده هوای چشمامو میکرد

کاشکی از لحن قشنگ اون صدات

نمیخوندم که همه اون عاشقونه گفتنات

فقط و فقط به خاطر منه

آخ چه قد دلم میخواست که عشقتو

واسه یک لحظه شده از توی چشمات بخونم

اما تو مخمل ناز اون چشات

همه چی پیدا میشه جز عشق من

دیگه هیچوقت نمیخوام بهم بگی

نفسات هنوز به خاطر منه

نفسم دروغ نگو من نفساتو میشناسم

توی حرم نفسات

هر دلیلی میتونم پیدا کنم به جز خودم

نازنینم میدونم دلت یه جای دیگه گیره ولی راستشو بخوای

هیچکی جز من تورو اندازه جونش نمیخواد

میدونم میدونی که تمام زندگیم شدی

اما این یادت نره زندگیمو وقتی میخوام

که منو بازی نده


اگه بازی بخورم

تورو با زندگیمو یه جا به آتیش میکشم

نه بابا نترس عزیزم برو کارتو بکن

اگه بازی بخورم

تنها چیزی که به آتیش میکشم خاطره های خوبته

آخه تو یه روزی زندگیم بودی

عزیزم دوست دارم حتی اگه تو قلب تو

دیگه جایی واسه من نباشه

آخه من هنوز همونم که بهت گفته بودم

نازینم هر چه هستی باش اما باش

 

 

 

 

 

اگر تو نباشی...

اگر تو نباشی هزار بار گریه هم مرا سبک نمی کند

و ابرهای مهربان هم نمی توانند

غباری را که بر دلم خواهد نشست بشویند

اگر تو نباشی...

چه خواب باشم و چه بیدار

حتم دارم روزگار تکه کاغذیست افتاده در گوشه خیابانی دراز

خیابانی که پای هیچ عاشقی به ان باز نشده است

اگر تو نباشی...

چه در کنار پنجره بایستم

چه در شبستانی نمور و بی نور بنشینم

اشتیاقی برای دیدن افتاب ندارم

دوری تو را بی تعارف و مبالغه بگویم

حتی به اندازه یک نفس کشیدن تاب ندارم

 

 

دوست دارم

 


 

نوشته شده توسط زهرا در جمعه سوم اسفند 1386 ساعت 17:23 موضوع | لینک ثابت


چند تا دوسم داری؟

 

 

اول اينو بذارم دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌ دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌ دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌ دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌ دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌ دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌ دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌ دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌ دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌ دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌ دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌ دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌ دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌ دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌ دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌ دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌ دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌ دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌ دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌ دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌ دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌ دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌ دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌ دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌ دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌ دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌ دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌ دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌ دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌ دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌ دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌ دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌ دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دار الان چقدر سخته توي چشای كسي كه تمام عشقت رو دزديد و به جاش يه زخم هميشگي رو به قلبت هديه داد ، زل بزني و به جاي اينكه لبريز كينه و نفرت شی حس كني هنوزم دوستش داري ..... چقدر سخته دلت بخواد سرت رو باز به ديوار تكيه بدي كه يه بار زير آوار غرورش همه ي وجودت له نشه ..... چقدر سخته تو خيالت ساعت ها باهاش حرف بزني اما وقتي ديديش هيچ چيز نتونی بگی . امكان نداره بگم براي كي چون ..........

 

 

 

_________¤¤¤¤¤¤¤¤____________¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_______¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_______¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_____¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤__¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
___¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_______¤¤¤¤¤
__¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_________¤¤¤¤
_¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤________¤¤¤¤
_¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_____¤¤¤¤
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤___¤¤¤¤¤
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_¤¤¤¤¤¤
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
__¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
____¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
______¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_________ـ___¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_ــــ__________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
____ــــ_________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_______ـــ_________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_____________________¤¤¤¤¤¤
______________________¤¤¤¤
_______________________¤¤  تنهای من

 

 

 

چند تا دوسم داری ؟ همیشه وقتی یکی ازم می پرسید چند تا دوسم داری یه عدد بزرگ

میگفتم... ولی وقتی تو ازم پرسیدی چند تا دوسم داری گفتم : یکی !!! میدونی چرا ؟چون

قوی ترین و بزرگترین عددیه که میشناسم ... دقت کردی که قشنگترین و عزیز ترین چیزای

دنیا همیشه یکین ؟ ماه یکیه ... خورشید یکیه ... زمین یکیه ... خدا یکیه ... مادر یکیه ... پدر

یکیه ... تو هم یکی هستی ... وسعت عشق من به تو هم یکیه ... پس اینو بدون از الان و تا

 

همیشه یکی دوستت دارم

 

 

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط زهرا در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 ساعت 16:31 موضوع | لینک ثابت


خودت یه روز می فهمی

 

توی غربت چشات چیزیه که نمی خوام بدونم

چون برق چشاتو دوست دارم

ان نگاهاتو دوست دارم

لحظه لحظه هاتو دوست دارم

درد دلاتو دوست دارم

تموم قصه هاتو دوست دارم

عطر نفساتو دوست دارم

اواز صدا تو دوست دارم

این منم با تموم وجود

میگم به خدا دوست دارم

میگم به خدا دوست دارم

 

 

کاش می شد حقیقت هارو عوض کرد...

کاش می شد حقیقت ها رو تغییر داد....

کاش می شد حقیقت هارو نفهمید....

کاش می شد جلوی اتفاق هارو گرفت....

کاش می شد رفت و زد پس گردن حقیقت،

 تا دیگه هوس نکنه که وجود داشته باشه....

کاش می شد آدم به خاطر فهمیدن حقیقت ها خرد و شکسته نشه....

کاش یکی بود و نمی ذاشت متوجه حقیقت بشی....

من از حقیقت ها ی زندگی بیزارم....

من نمی خوام حقیقت هارو بفهمم....

به حقیقت ها بگین که نمی خوام باشن...

........................................من از حقیقت ها متنفرم

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط زهرا در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 ساعت 16:20 موضوع | لینک ثابت


خدا دوستت دارم

خدايا به خاطر اين که هرگز تنهايم نمي گذاري از تو سپاسگذارم !
خدايا به خاطر اين که هر گاه در جاده زندگي قدم هايم اندکي از راه راست سست مي شود ، تو با تلنگري به راهم مي آوري ، از تو سپاسگذارم !
خدايا ! ممنونم که هر زمان تو را از ياد برده و حضور سبزت را در کنارم فراموش کرده ام با نازل کردن بلايي کوچک مرا متوجه خود ساخته اي تا به ياد آورم که در برابر اراده بي نهايت ، هيچ چيز تاب ايستادگي ندارد !
خدايا ! از اين که مي بينم بزرگي چون تو ، همواره مرا زير نظر دارد و هرگز فراموشم نمي کند ، سخت به خود مي بالم .
خدايا ! با اين که گناه کرده ام ، ناسپاسي نموده ام ، حتي گاهي از رحمت بي کرانت نا اميد شده ام و بنده خوبي برايت نبوده ام ، اما تو مهربان هر زمان که درمانده از همه چيز و همه کس شده ام ، باز هم با آغوش باز پذيرايم بوده اي و در نهايت بزرگواري ، حمايتم کرده اي !
به راستي اي پروردگار زيبا و مهربان در برابر اين همه لطف و بخشندگي تو ، چه مي توانم بگويم ؟
اين همه سخاوت و کرم را چگونه پاسخگو باشم ؟
خدايا ! شماره دفعاتي که در نهايت ناباوري و بهت همگان از راه هاي عجيب و خارق العاده ات در سخت ترين و غير ممکن ترين شرايط ياورم بوده اي ، از حساب بيرون است .
تو خود نيک مي داني که بنده ات جز چيز هايي که تو به او بخشيده اي در چنته ندارد ، پس تمنا دارم در يافتن راه درست زندگي و به دست آوردن شادماني ، عشق ، آرامش و سعادت حقيقي ياري ام کني ، چرا که بدون تو هيچ ندارم و با تو از همگان بي نيازم .
خداي من ، مي دانم که با اين همه ، تو باز هم مرا دوست داري و هميشه و در هر لحظه مواظبم هستي ، زيرا اين حديث قدسي ات همواره در ذهنم طنين مي افکند :
اگر آنان که از من روي برتافتند ، مي دانستند که چقدر مشتاق ديدارشان هستم ، هر آينه از شوق جان مي سپردند .

 

خدا دوستت دارم

 


 

نوشته شده توسط زهرا در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 ساعت 16:19 موضوع | لینک ثابت


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting